من و هم نسلان و تغییرات اجتماعی سیاسی(1)
به جرات مي توان گفت هم نسلان من را افرادي شكل مي دهند كه كمتر گروهي مثل آنها شاهد تحولات ژرف و سريع در طول زندگي خود بوده اند. به دنيا كه اومديم هنوز انقلاب اسلامي ايران دو ساله نشده بود. انقلاب ايران بسياري از معادلات جهاني را حد اقل در مقطع زماني خاصي در مورد حركت عمومي جهان به سمت سكولاريسم را به هم زد. بازگشت دوباره به دين در عصري كه انقلابات، همگي با وجود اينكه بر عليه نظام هاي سكولار بود،اما خود رنگ لائيسيسم داشت.بي گمان اين اتفاق سر آغاز فصل جديدي در تحولات بود و اين سي سال تاييدي بر اين مدعاست. مبارزه با ماركسيسم، جاي خود را به مبارزه با اسلام( به زعم عده اي: تروريسم ) داد.
وقتي ما به دنيا آمديم چند ماهي از آغاز جنگي خانمان سوز و نابرابر مي گذشت.
شعارهاي انقلابي هنوز جاري بود و شور انقلابي.
هنوز پاك سازي هاي رايج پس از انقلابات به شكل منسجم و در خيلي از موارد، بي رحمانه و ناعادلانه ادامه داشت.
سخن از شكل گيري جامعه اي ايده آل بود. آن گونه كه ماركس مي خواست و نه آن گونه كه مي گفت. آن گونه كه اسلام مي گفت و متاسفانه نه آن گونه كه اسلام مي خواست.
نبرد انديشه ها به نبرد مسلحانه كشيده بود. نا امني در اكثر مناطق و بويژه آذربايجان سرفراز در كل تاريخ، بيشتر بود از بس تضارب و تنوع آرا وجود داشت. هجمه هاي داخلي و خارجي بر سر جمهوري اسلامي باريدن داشت.
به نيرويي مضاعف براي مقابله با اين هجمه هاي چند جانبه نياز بود.
سيستم هاي اطلاع رساني رسمي و سنتي به كار افتادند و تقاضاي انرژي از سطوح پايين جامعه را اعلام داشتند.
زاد و ولد بالا رفت. در كل تاريخ ايران با اين محدوده سرزميني كنوني، سال 1359 نقطه عطفي در ميزان ولادت ثبت شده بود. ميزان باروري كل براي كل كشور به رقم 6.97 رسيد.
مشتق نمودار تعداد ولادت ثبت شده بر حسب سال هاي متعدد از زمان ثبت رسمي ولادت ها، در سال 1359 صفر مي شود و مقدار نمودار به ماكسيمم مي رسد. اين مقدار ماكسيمم مطلق نيز مي باشد( حدود 2451765 نفر به دنيا آمدند و اين تعدادي است كه ثبت شده و اگر بتوان ولادت هاي ثبت نشده و غير قانوني را بر آورد كرد خيلي بيشتر از اين ها مي شود).
هرگز حاضر نیستم به خاطر عقایدم بمیرم، چون ممکن است عقایدم اشتباه باشند.