مدرنیسم اهری
دوست خوبم در مطلبی تحت عنوان سينما قدس اهر به این نکته توجه می دهد که چرا تنها سینمای اهر تعطیل است و مهمتر اینکه چرا انگار نه انگار؟!!!!
وقتی جهان وارد قرن بیست شد رسانه ای که در بین مردم حرف اول رو می زد سینما بود.
در طی قرن بیستم از سینما و رادیو و روز نامه و تلویزیون و ماهواره و اینترنت و موبایل و ... عبور کرد.
ما ایرانی ها و بویژه اهالی شهرمان بدون گذار از این فرایند پیوسته وارد عصر جدید شدیم.
انقطاع مدرنیسم قرن بیستمی و عدم کسب تجربه ی مدرنیته و سقوط در مدرنیزاسیون وارداتی تمامی تعاریف رایج در باب ابزار مدرنیسم را برایمان باژگونه کرد و نتوانستیم مدرنیسم را آنگونه که باید دریابیم. واکنش ما در قبال مدرنیسم یا انفعالی بود و حالت تسلیم محض داشت و یا نگاه سلبی بدان داشتیم.
در نتیجه هیچ گاه با آن کنار نیامدیم.
در شهر ما اهر اما نگاه جزم اندیشانه تر بود.
سینما علاوه بر کارکردی که برای پر کردن اوقات فراغت دارد هم چنین مکانی آموزشی برای ورود به مباحث انتقادی می باشد.
می توان به عنوان یک فضای عمومی در آن به طرح مسایل اجتماعی پرداخت. شکل خاص ارایه ی محصول در سینما شاید در نگاه اول حالتی یک سویه از انتقال اطلاعات را در ذهن متبادر سازد ولی مسلما مباحثی که در اطراف موضوع فیلم در بین تماشاگران شکل می گیرد و بازخوردهایی که از آن حاصل می شود از یک سویگی سینما می کاهد و به رسانه ای انعکاسی مبدلش می سازد.
وقتی در عصر یکی از جمعه های بهار به باغ شیخ شهاب اهری برویم می توان فشار تقاضای تفریح را در چهره مردمی که در ترافیکی روان در حرکتند و به دنبال آنی آرامش ذهن اند مشاهده کرد.
به خاطر انحصاری بودن محصول مورد تقاضا برای پر کردن اوقات فراغت در مورد باغ شیخ شهاب و ورود فشار جمعیتی بیش از توان بر آن همیشه پس از فروکش کردن پیک تقاضا می توان آسیب های وارده بر آن را کاملا مشاهده کرد.
ولی اگر بتوانیم برای شهروندان محصولات جایگزین تعریف کنیم قسمتی از مشتریان باغ در اوج تقاضا به آن جاها مراجعه می کنند در نتیجه علاوه بر کاهش در سرعت فرسایش و تخریب باغ. توزیع جمعیت متقاضی تفریح نیز متعادل تر می شود.
هم چنین ذایقه های مختلف نیز بر آورده می شود و زمینه ی شکوفایی خلاقیت ها نیز فراهم تر می آید.
هرگز حاضر نیستم به خاطر عقایدم بمیرم، چون ممکن است عقایدم اشتباه باشند.