چشم خوردیم

برق خوابگاه می ره و قطعی انترنت!

توسعه

آه که به تو رسیدن بسی بعید می نماید!

قصد دارم روی ظرفیت ها و موانع جمعیتی ارسباران یه مقاله ی تحقیقی کار کنم

اما اول باید از گرفتاری پایان نامه خلاص بشم.آخه بدجور منو از زندگی عادی جدا کرده. هر کاری می کنم پایان نامه میاد جلو چشمم. همه چی یه طوری با پایان نامه ارتباط پیدا می کنه.

اما می خوام یه کاری رو فقط برای دلم کار کنم.

دلم برای خونه تنگ شده

اینجا کتابخونه و بخش اداری تعطیله و آدم به تکرار می رسه

طرح تحول اقتصادی!

اندیشمندان اجتماعی مقوله ی اعتماد اجتماعی را از اساسی ترین عوامل و زمینه های استحکام و تداوم جامعه محسوب می دارند که بر حفظ انسجام و همبستگی در جامعه اثری واضح دارد.

اعتماد اجتماعی در حالت کلی به چند زیر گروه تفکیک می شود که یکی از مهمترین و قابل لمس ترین آنها مولفه ی اعتماد به دولت می باشد.

با چند نفری که در مورد طرح تحول اقتصادی ریاست محترم جمهوری و پرسشنامه ی مربوطه صحبت می کردم اظهار می کردند که نیت دولت از جمع آوری این اطلاعات بیشتر کردن مالیات می باشد.

متاسفانه این اظهارات از افراد تحصیل کرده ی جامعه که دانشجوی فوق لیسانس و دکترا بودند ابراز می شد.

وقتی تحلیل در مورد اقدامات دولت تا این اندازه محدود و سرشار از عدم اعتماد باشد واقعا باید به حال مملکت در حد یک بحران نگریست که حتی رییس جمهوری که ادعای داشتن مردمی ترین دولت که به قول ایشان کابینه ی دولتش هفتاد ملیونی است نتوانسته اعتماد آحاد را جلب کند.

با کمال تاسف از هر کدام از افراد که پرسشنامه پر کردند می پرسم میگن کم نوشنتد تا از یارانه ی بیشتری برخوردار شوند.

یعنی این مملکت به کجا داره میره با این همه دروغ.

به اعتقاد یکی از دوستان این پرسشنامه کاملا بر اساس صداقت پاسخگو طراحی شده. چیزی که با کمال تاسف در فضای اجتماعی و فرهنگی کنونی ایران امری نایاب می نماید.

 مجلس هشتم با تمام امیدهایی که به آن بود

چگونه با کمال دو رویی به وزرای پیشنهادی که آن همه اعتراض به سوابق و عملکردشان داشتند رای اعتماد دادند!

یعنی فردای قیامت در برابر هفتاد ملیون ایرانی حاضر. هزاران شهید برای برپایی این حکومت و آیندگانی که باید از راه های این مرز و بوم استفاده خواهند کرد انهایی که اقتصاد امروز برای زندگی آنها پایه خواهد بود آنهایی که نفتشان در دستان ما امانت است. آره در برابر همه ی این افراد باید پاسخی قانع کننده داشته باشند.به یاد فیلم کیف انگلیسی می افتم.

برق

فکر کنید تا هفته ی پیش قرار بود وزیر نیرو معاون ریاست جمهوری شود.

احتمالا علاوه بر برق هرچی که قابلیت قطع شدن داشته باشد امیدی به قطعی داشت.

وای که کارمندان دانشگاه ما چه حالی دارند می کنند!تعطیل برای صرفه جویی در برق!

احتمالا قطعی برق را باید در راستای عدالت گستری محسوب داشت که قصد بر این است که با اهالی کشورهای افریقایی هم دلی کنیم

عدالت= وقتی در افریقا برق نیست از عدالت به دور است که ما برق داشته باشیم!

احتمالا در ماه های آینده برای برقراری کامل تر عدالت باید نان و آب سالم را هم بی خیال شویم!

به خدا پناه می برم از تغییری که خودمان برای خود پدید آوردیم!

این دود...

خدایا باران ببارد...