سالها تجربه دانشجويي و مطالعه ي كتابها، روزنامه ها و اخبار روزمره در باب اعتراضات روشنفكري به مسايل روز، من رو به يه واقعيتي رسونده.

ترسيمي از روشنفكري ايراني در ذهن من حك شده كه حاكي از رويازدگي و واقعيت گريزي روشنفكران ما مي باشد. هنوز اصحاب انديشه در ايران، كه ادعاشان اجراي نقش كانت در ايران است، به تفاوت توهم و واقعيت امروزي پي نبرده اند.

آناني كه داعيه ي اصلاح وضع موجود را دارند، گفتارشان نشان از اين دارد كه اصلا واقعيت حال را نشناخته اند و در عين حال از توصيف وضعيتي كه قصد ايجادش را دارند، آب دهانشان جاريست!