همان طور كه ماركس درباره ي ناپلئون سوم گفت ، گاهي در تاريخ وقايع مشابه دو بار رخ مي دهند . بار اول با مفهوم تاريخي واقعي‌ ، بار دوم صرفا به صورت ياد آوري هجو آميز آن واقعه ، يا به عبارتي به شكل تجسم مضحك آن رويداد كه مرجعي افسانه اي آن را زنده نگه مي دارد.

بنابر اين مصرف فرهنگي  را مي توان به منزله ي زمان و مكان اين احيا  هجو آميز تعريف كرد. به عبارت ديگر ، مصرف فرهنگي يادآور تقليدگونه ي چيزي است كه ديگر وجود ندارد - آنچه كه چندان ((مصرف)) نمي شود ، بلكه كامل مي شود ( تكميل شده،گذشته و از بين رفته است)  *

به نظر شما وبلاگ نويسان مصرف كننده اند يا توليد كننده؟

 

* ژان بودریار ترجمه شیده احمدزاده