شناخت واقعیت مستلزم بکارگیری توانایی­های نظری و تبیین­های تئوریکی و

 همچنین سنجش تجربی این نظریات، در میدان عمل می­باشد. تسلط نظری و

 انتزاعی بر موضوع تحقیق و به محک کشیدن آن به تجربه، با استفاده از روش­های

 دقیق جمع­آوری و تحلیل داده­ها به زایش علم و گسترش دانایی منجر خواهد شد

و از این طریق است که می­توان به کنترل آگاهانه و ارادی طبیعت و

روندهای اجتماعی دست یازید. عمل کنترل آگاهانه و دخالت ارادی در نظم موجود

که به واسطه­ی شناخت آن حاصل می­آید، واسطه­ای است میان عین و ذهن که

رنگ خلاقیت گرفته است. و عمل خلاق، عملی است که با تاثیر در تولید و

بازتولید جریان ارتباطی عین و ذهن در روند تغییر هر دو، به ایجاد عین و ذهنی

جدید منجر می­شود. این جریان رفت و برگشتی را که بر دخالت ارادی در تغییر

وضع موجود به سمت وضع مطلوب، اشاره دارد، می­توان فرایند برنامه­ریزی تعریف کرد.