مرا دریاب
روي درخت گردوي گس آن کلاغ پير
صدسال خانه کرد و هزاران هزار بار
گردو از آن درخت بدزديد و خاک کرد
هر بار روي خاک منقار خويش را ز کثافات پاک کرد
يک بار هم نديد آن بلبل جوان غزلخوان باغ را
يا ديد و حس نکرد آن روح عاشقانه ی دور از کلاغ را!
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم شهریور ۱۳۸۶ ساعت 0:43 توسط روح اله
|
هرگز حاضر نیستم به خاطر عقایدم بمیرم، چون ممکن است عقایدم اشتباه باشند.