چرا؟

ایران در قعر جدول کشورهای دیجیتالی!!؟

 

چه باید کرد؟

هنوز به دنبال دلیل برای وب نویسی هستم

گفت: کجا؟

گفتم:چطور؟

گفت:بدون هدف به زمین میخوری!

گفتم:اگر هدف داشته باشی اما چگونگی رسیدن رو ندونی!

شهروندان هنگامی به مثابه پیکره ی عمومی رفتار می کنند که به شیوه ای بی قید و شرط و آزاد به تبادل نظر - یعنی با تضمین آزادی گردهم آیی و مراوده و آزادی بیان و انتشار عقایدشان - درباره ی علایق عام بپردازند.

در پیکره ی عمومی وسیع این نوع از ارتباط مستلزم ابزار خاصی برای انتقال اطلاعات و تاثیرگذاری بر گیرندگان این اطلاعات است .

امروزه روزنامه ها و مجلات و تلویزیون و (البته اینترنت ) رسانه های فضای عمومی هستند.*

*یورگن هابرماس ترجمه: هاله لاجوردی

مصرف فرهنگي

همان طور كه ماركس درباره ي ناپلئون سوم گفت ، گاهي در تاريخ وقايع مشابه دو بار رخ مي دهند . بار اول با مفهوم تاريخي واقعي‌ ، بار دوم صرفا به صورت ياد آوري هجو آميز آن واقعه ، يا به عبارتي به شكل تجسم مضحك آن رويداد كه مرجعي افسانه اي آن را زنده نگه مي دارد.

بنابر اين مصرف فرهنگي  را مي توان به منزله ي زمان و مكان اين احيا  هجو آميز تعريف كرد. به عبارت ديگر ، مصرف فرهنگي يادآور تقليدگونه ي چيزي است كه ديگر وجود ندارد - آنچه كه چندان ((مصرف)) نمي شود ، بلكه كامل مي شود ( تكميل شده،گذشته و از بين رفته است)  *

به نظر شما وبلاگ نويسان مصرف كننده اند يا توليد كننده؟

 

* ژان بودریار ترجمه شیده احمدزاده

تناسب!

چند سال پیش تو کلاس های استاد سبزه ای -خدا بیامرزدش - که دکترای فلسفه ی عرفان داشتند شرکت می کردم در یکی از جلسات در مورد مواجهه با شرایط جدید جهانی صحبت شد و به بحث درباره ی اینترنت کشیده شد . از مزایا و معایب اینترنت سخن بسیار رفت .

بعد استاد در مورد سرعت شدید نفوذ اینترنت و عدم آمادگی فرهنگی و عدم تطبیق سرعت گسترش فرهنگ صحبت نمودندو در آخر صحبت هایشان به مورد جالبی اشاره کردند:

بر اساس بررسی ها حدود نود و پنج درصد از مطالب موجود در اینترنت مفید - علمی -کاربردی و تنها پنج درصد شامل موضوعاتی نامناسب - غیر اخلاقی و بی استفاده می باشد . جالب اینکه نود و پنج درصد کاربران از همین پنج درصد استفاده می کنند و باقی کم انها به مجموعه های قابل استفاده مراجعه می کنند! ( امار ارائه شده برای کل دنیا می باشد و نه فقط ایران )

به نظر شما چرا؟

هویت سازیِ فضای مجازی

به نظر اقای فرهنگ رجایی الگوی مناسب برای فهم هویت استعاره ی ( رودخانه ) است که هم ثابت است و هم گذرا.

این دیدگاه دقیقا همان مفهومی را می رساند که در بحث توضیح نظریه ی ساختاریابی گیدنز و تلاش وی برای تلفیق عاملیت و ساختار بیان گردید.

هویت و شخصیت افراد در مواجهه با فضای مجازی براساس زمینه های قبلی شروع به تغییر می کند

و برای همین است که افراد مختلف تغییرات شخصیتی متفاوتی را تجربه می کنند.

در این حیطه موضوع اساسی ای که باید مد نظر گیرد تاثیر خود فرد بر فضای مجازی است.

این تاثیر از طریق ارایه دغدغه های ذهنی فرد در وبلاگ و همچنین از طریق اظهار نظر درباره ی مطالب سایر افراد در دیگر وبلاگ ها یا  در پاسخ به نظرات دیگران به مطالب وبلاگ شخص صورت می گیرد

    

؟؟؟

به نظر شما من دنبال چی می گردم؟

 

ثبت نظر

وقتی می خواهیم  مطلبی در یک وبلاگ می خوانیم و می خواهی مدر موردش نظری بدهیم قبل از 

کلیک بر ثبت نظر  آنی درنگ کنیم و تر مورد اتفاقی که خواهد افتاد بیاندیشیم. چه فرایندی روی می

 دهدکه با اشارتی و در طول چند ثانیه می توانیم فکرمان را به هر جای دنیا ارسال داریم و به همان

سرعت بازخورد و پاسخش را دریافت نماییم.

زمان و طول آن و اینکه می گذرد چقدر برایمان مفهومش را از دست داده است!

واقعا این عمر اضافی را که در اثر کوتاه شدن فاصله ها به دست آورده ایم چگونه صرف می شود؟

آیا این صرفه جویی در زمان به بهبود کیفیت زندگی ما کمک کرده است؟

و اکنون که عمر مفید بیشتری نسبت به قبل داریم آیا واقعا مفیدتر از گذشتگان ظاهر می شویم؟

آیا اکنون که رنج انجام کارها کمتر شده نتایج به همان اندازه ی گذشته برایمان ارزشمند می باشد؟

                                                                    نمی دانم         واقعا نمی دانم  

Discourse

اکثر صحبت هایی را که ما با هم داریم نمی توان نام گفتگو ( dialogue ) و یا مباحثه ( discourse ) داد بلکه آنها مخلوطی از تک گویی ( monologe) ها هستند که فقط این ویژگی را دارند که در کنار هم و بازه ی زمانی خاصی عرضه می شوند.

در فرایند مباحثه و دیالوگ  انچه در روح این جریان در حرکت است سازندگی و تغییر رویه ی مداوم می باشد.

اینکه با تقابل اندیشه های متفاوت  کاخ اندیشه مان ویران گردد و اندیشه ای نوین به جای ان ساخته شود موجب تعالی اندیشه مان می گردد ولی در واقعیت جهان زندگی انچه جاری است حضور تعداد بی شماری تک گویی ( monologe ) می باشد که از فرط جزمیت  نمی توان در ان دست برد و به تعدیل ان پرداخت.

این دقیقا همان چیزی است که شاملو با شم بسیار بلند جامعه شناختی اش بیان داشته است:

کوه ها با همند و تنهایند                   همچو  ما باهمانِ تنهایان  

حيران

به دنبال چه مي گردي؟                        چرا آشفته مي گردي؟
 
هواي وصل او داري                        فضاي بسته مي گردي؟
 
تو هم چون من گرفتاري؟                   چنين دلخسته مي گردي؟

زمان

زمان از روي ما نميگذرد ، بلكه چون ما ميگذريم ، زمان ميگذرد. در حقيقت ، ما ميگذريم و فرسوده

مي شويم و زمان انتزاعي است كه از اين فرسودگي ميكنيم .            حكمت و معيشت از دكتر سروش

 

NAMANA    

يك سال از بيستم ارديبهشت ۱۳۸۵ مي گذرد

پارسال ، بيستم جمعه بود

من  نمايشگاه كتاب بودم

روزنامه ايران جمعه چاپ شد

مجاني تو نمايشگاه پخش مي شد

چند بار از جلوي دكه ي پخش رد شدم

اصلا بهش توجهي نداشتم

شنبه برگشتم اهر

يكشنبه يكي از بچه ها خبرهاي گنگي از دانشگاه ازاد تبريز اورد

هنوز ماجرا جدي نبود

يه هفته بعد چه اتفاقات كه نيافتاد

هيچ كس مسئوليت ان را به عهده نگرفت

دولت تا حدود ده روز بعد هيچ موضعي نداشت

هاشمي در نماز جمعه تهران اين اقدام روزنامه ايران را محكوم كرد

اعتراضات به نهايت حد خود رسيده بود

 

وزير ارشاد در وضعيتي انفعالي ولي غير مدبرانه اين كاريكاتور را مصداق توهين ندانست

 

اعتراضات بيشتر شد

 

حالا علاوه بر تعطيلي روزنامه ، استعفاي وزير نيز مطرح شد

 

ولي دريغ از اندكي توجه دولت عدالت( بخوانيد پوپوليست )محور به مطالبات عده اي قليل!!!! از شهروندانش.

در اين بين حضور عده اي فرصت طلب جالب بود .

 

بي هويتاني كه از جريحه دار شدن شخصيتشان ، وجدان درد گرفته بودند .

 

اما در باره انها نيز فقط مي توانستيم دريغ ذره اي درك و قدرت تحليل را بخوريم

 

به نظر من اگر دولت در همان اول ماجرا اقدام به تعطيلي روزنامه مي كرد ناچار نمي شديم اين همه هزينه بپردازيم

 

اما حيف كه در قاموس دولتمردان ايران از همان اول تاريخ تعريفي از كلمه ي عذر خواهي از ملت بزرگ منش ايرانِ يكپارچه وجود ندارد .

القصه در يكي از همان شبها كه شب جمعه اي بود ما با دوستان به مسجد مي رفتيم تا همراه دوستان لحظاتي با خود تنها باشيم 

جلوي فرمانداري دو اتوبوس (يكيشان دو طبقه ) توقف كرده بود

 

تعجب كردم كه اين وقت شب ، اينجا ، دور و بر آن پر از زن و بچه ( راستش فضولي بود بيشتر! )

 

رفتم مسجد ، پر بود از افراد غريبه اي كه نديده بودمشان

 

 رفتم كنار بچه ها پرسيدم چه خبره؟

-          مسافرند ، از قزوين اومدن ، رفته بودند كليبر ، نرسيده به شهر برگردونده شده اند

-          چرا ؟

-          خوب بخاطر شلو غي هاي اخير

-          اما اينطوري كه من مي بينم هيچ كدوم از اين افراد ترك نيستند و ادعايي هم ندارند

 

خلاصه وقتي داشتند مي رفتند شنيدم كه يكي ميگفت ما كه رفتيم اما ديگه  نه فقط خودمون  اين ورا

 

 نمي اييم به دوستان نيز مي گوييم براي گردش جای ديگري را انتخاب كنند ( تعداد اونها حدود صدو بيست نفر مي شد )

 نمی دونم ما چه تقصیر داریم که باید علاوه بر بار انزوای جغرافیایی  بار انزوای فرهنگی و اقتصادی را نیز بر دوش می کشیم

 

زندگي

 

.

.

.

چه فكر ميكني؟

جهان چو آبگينه ي شكسته ايست

كه سروِ راست هم شكسته مي نمايدت

چنان نشسته كوه در كمين دره هاي اين غروب تنگ

كه راه ، بسته مي ناميدت

زمان بي كرانه را

تو با شمار گام عمر ما مَسَنج

به پاي او دمي ست اين درنگ درد و رنج

 

به سان رود

كه در نشيب دره سر به سنگ مي زند ،

                                                   رونده باش

اميد هيچ معجزي ز مرده نيست ،

                                              زنده باش

                                                        سايه

 

هر روز چقدر از عمرمون پای اینترنت می گذرد؟

اگه کار دیگه ای می کردیم سود بیشتری داشت یا نه؟

ایا از هنگام روی اوری به اینترنت در میزان مطالعه مان تفاوتی حاصل شده است؟

حالا كتاب بيشتري مي خونيم يا قبلا بيشتر بود؟

 

ماوی

حضرت علي :

پيروز كسي است كه يا با ساز وبرگ قيام كند يا واگذارد و بياسايد .

در جایی خونده بودم که سارتر گفته

هر فرد با چیزهایی که دوست دارد و دوست ندارد برای همه ی آدمیان تکلیف مشخص می کند

در جامعه شناسی مفهومی هست به نام از خود بیگانگی(الیناسیون =alienation ) . تبار تاریخی کاربرد این مفهوم برمی گردد به نظریه ی پربهای مارکس اندیشمند بس بزرگ المانی .

مارکس این مفهوم  را درباره کارگرانی بکار می برد که به ابزار تولید تبدیل شده بودند و هيچ خلاقيت و نو آوري از خود نداشتند يعني مهمترين ويژگي انساني از نظر وي.

جامعه شناسان و فيلسوفان انتقادي كاربرد اين مفهوم را گسترش دادند و به هر حالت و جايگاهي كه موجب فراموش شدن خود انسان در رفتارهاي وي شود نام از خود بيگانگي دادند. بر اين مبنا انها مسيوليت خود را به عنوان روشنفكر و دانشمند اجتماعي  رهايي بخشي (  Emancipatory) انسان ها مي دانند

اما اينترنت و از خود بيگانگي

وقتي در مقابل اين جعبه ي جادو مي نشينيد چه تغييرات روحي و فكري در شما بوجود مي ايد؟

چقدر شما را در خود غرق مي سازد؟ آيا اساسا در زمان ارتباط با شبكه متوجه گذر زمان و اتفاقات اطراف خود هستيد؟ آيا از اينكه در حين ارتباط كسي از افراد خانواده و يا دوستانتان كاري با شما داشته باشد و ناچار از قطع ارتباط ، ناراحت مي شويد؟

ايا اين ارتباط شما در نحوه و ميزان ارتباط شما در نقش پدر ، مادر، خواهر ، برادر ، دوست و يا حتي يك شهروند تاثير گذاشته است؟

تغيير در نظام تغذيه ، خواب، نحوه ِ برخورد با اجتماع و خانواده ، كلمات مورد استفاده ي روزمره و خيلي چيزهاي ديگر از موارد ناگزيري و با فرايندي ناآگاهانه درمورد يك بلاگر و چت كننده در اينترنت مي باشد.

مهمترين شيوه اي كه مي تواند از آسيب هاي اين وسيله بكاهد ، بدست اوردن قدرت اراده و تفكر مي باشد .

گاهي وقتها كه مقابل صفحه مي نشينيم قبل از CONNECT  شدن لحظه اي بايستيم  و بيانديشيم  كه چه اتفاقي دارد رخ مي دهد؟ ما چه مي خواهيم و چه ميشويم؟ و حد مرز تداوم ارتباط من تا كجا خواهد بود؟

از ديدگاه اسلام نيز مهمترين مسئله براي يك انسان ، وابستگي وي به غير و فراموشي هدف مي باشد .

اينكه چقدر به اين ارتباط وابسته شده ايد؟ آيا در تسخير ان  هستيد ؟ و يا هر لحظه اراده كنيد مي توانيد از ان دست بكشيد؟

توانايي داشتن اراده ي آزاد در لحظه لحظه ي حضور در سرزمين بي حد و حصر اينترنت از مهمترين مهارت هاي زندگي به عنوان شهروند اينترنتي مي باشد.

فضای مجازی

فضای مجازی بیشترین قابلیت برای تبدیل شدن به فضای عمومی ( public sphere ) را دارد .

ازنظر هابرماس فضای عمومی موقعیتی است گه در ان افراد بدون واهمه و اجبار توانایی ابراز عقیده و مباحثه ی آزاد را بدون هیچ گونه انحرافی دارا می باشند . با توجه به شرایط حاکم بر جهان  تحقق فضای عمومی در واقعیت نوعی آرمانگرایی و دور از دسترس به نظر می رسد هر چند نباید از تلاش برای تحقق ان باز ایستاد . اما پیشرفت فن اوری اطلاعات و بوجود امدن موقعیت های جدید در فضای مجازی  نقطه امید هایی را ایجاد کرده است .

در دنیای مجازی (اینترنت و چت روم و ...) فرد می تواند فارغ از نژاد  رنگ پوست زبان جنسیت طبقه سواد و ... به ابراز عقیده ی خود بپردازد در حالی که کمترین واهمه ای برای ممانعت وجود ندارد ( هر چند شرایط موجود در ایران و فیلترینگ بالا این عقیده را به چالش می کشد)

در این موقعیت نیازی به اعلام هویت رسمی (و نه واقعی) نیست و فرد می تواند خود را آزادانه و ان گونه که دوست دارد به نمایش بگذارد .

در واقع امر  محتوای وبلاگ ها می توانند باز نماینده( representative )ای بی بدیل از شخصیت واقعی و هویت افراد باشند و با توجه به نظریات و دیدگاه های هرمنیوتیکی می توان به تحلیل و  آشکار سازی معنای نهفته در انها پرداخت در حالی که اگر به شکل رو در رو با فرد به مباحثه می نشستی این امکان کمتر حاصل مل امد گه به این راحتی به بنیاد های اندیشه ی وی دست یافت .

براي شروع  به علت همان علاقه ام به اهر مي روم سراغ

 http://1ahari.blogfa.com

                     

يك اهري و اتفاقات ساده
 
در این بلاگ اقای اهری به مسایل مبتلا به اهر - معرفی ارسباران - مسایل اجتماعی
عکس هایی از اهر و سفرهایی که داشته اند می پردازد
عکس های پسرشون رو هم می شه دید
به نظر مردی بین ۳۰ تا ۴۰ ساله باشند
از اسم اصلی خود استفاده میکنند
از همکاری بعضی از افراد دیگر برای ارایه مطلب بهره میگیرند ولی با نام مستعار
پیوندها شامل طیف متنوعی از سایت ها میباشد
مراجعه کنندگان سایت شامل افراد خاص نمی باشد اما با توجه به زمینه فعالیت اکثرا از اهالی اهر می باشد
بطور متوسط حد اکثر سه روزه پست جدید وارد میشود
 
 
                                                                ادمه دارد .....
 

انتونی گیدنز از بزرگان جامعه شناسی معاصر با ارایه نظریه ساختاربندی توانست بر اغلب نظریات کلاسیک غلبه یابد

این همواره در بین جامعه شناسان محل مناقشه بوده و می باشد که

 عده ای میگویند ادمی در ساختن دنیای خویش از ازادی کامل برخوردار است و جامعه در برساختن شخصیت وی اثری ندارد 

  عده ای نیز معتقد می باشند که افراد انسانی در بند شرایط از قبل شکل گرفته ی جامعه و ساختار بسته ان اسیرند و نمی توانند تغییری در ان بوجود اورند

کارل مارکس معتقد بود انسانها تاریخ خود را میسازند اما در محدوده شرایط حاکم

بنابرین با وجودی که به نظر می رسد مارکس به ازادی انسان معتقد بود ولی تتمه جمله اش حاکی از این است که وی به جبر حاکم اعتقاد کامل داردو برای ادمی راه گریزی نمی بیند

ولی گیدنز به چیزی فراتر از اینها معتقد میباشد به نظر وی ادمی ساخته خویش است با بهره گیری از شرایط موجود و نه در تحت ان شرایط. ازنظر وی هویت فرد امری در حال ساخته شدن میباشد و ساخته شدن ان پایانی ندارد .چون فرد مدام دانش و اطلاعات خویش را در راه تعریف و نظم دادن دوباره به فعالیت ها و هویتش و چگونگی بازنمایی این هویت درجهان صرف میکند و به همین دلیل هویت حالت بازتابی داردو در نتیجه ایستا نیست. این تلقی به هویت حالت دیالکتیکی می دهد

اینترنت نیز با وجود ایکه از ساختار از پیش اماده ای برخوردار است ولی با توجه به ورود اطلاعات جدید از طرف فرد به ان دچار تغییر ساختاری و محتوایی می شود.

فرد در تعامل متقابل با اینترنت دچار تغییر شخصیت میشود. مخصوصا ظهور پدیده وبلاگ نویسی را میتوان انقلابی درونی در اینترنت  در عرصه تعاملات محسوب داشت .ارایه عقاید و اظهار نظر دیگزان درباره یک مطلب در بازخورد ان وادامه این سیرسطح وشیوه تعاملات را دچار دگرگونی بنیادی نموده است ارتباطاتی که روزگاری حتی به فکر فرد نمی رسید امروزه نقش تعیین کننده ای در استمرار جریان انتقال اطلاعات را بازی میکنند

در پست های بعدی به چگونگی عرضه خود در اینترنت و عوامل موثر بر ان پرداخته میشود